|
به گزارش روابط عمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم دانشجوی دکتری این مؤسسه آقای دوست افشار در رابطه با جنگ تحمیلی رمضان، در یادداشتی به بیان نظرات خود پرداخت که به شرح ذیل است.
در این یادداشت تلاش میکنم صرفا از منظر آمریکا به عنوان آغازکننده و مؤثرترین بازیگر میدان جنگ اخیر، به پرسش فوق بپردازم. این جنگ با یک سخنرانی هشتدقیقهای از سوی ترامپ آغاز شد؛ سخنرانیای که در آن وی هدف اصلی جنگ علیه ایران را «رفع تهدید قریبالوقوع برای مردم آمریکا» بیان کرد. ترامپ مهمترین هدف خود از حمله را جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای اعلام کرد؛ امری که به ادعای او در عملیات «چکش نیمهشب» هم تحقق یافته بود! این تناقض همواره مورد اشارهی تحلیلگران و رسانههای منتقد ترامپ بوده است.
هدف دوم ترامپ از عملیات «خشم حماسی» نابودی «صنعت موشکی» ایران بود که به عقیده او تهدیدش در مسیر رسیدن به خاک ایالات متحده قرار گرفته بود. نابودی نیروی دریایی ایران هدف سوم تصریحشده ترامپ در این سخنرانی است. به عنوان هدف چهارم او ابراز امیدواری میکند که ایران دیگر هرگز نتواند مستقیما یا از طریق نیروهای نیابتیاش سربازان و متحدان آمریکا را در منطقه تهدید کند.
این سخنرانی غیر از مردم آمریکا که مخاطبان اصلی آن هستند، دو گروه مخاطب دیگر هم دارد. نخست نیروهای مسلح، پاسداران و پلیس ایران که «اگر سلاح خود را زمین بگذارند مصونیت کامل خواهند داشت و در غیر این صورت با مرگ حتمی روبهرو خواهند شد.» مخاطبان دیگر این سخنرانی «مردم بزرگ و سربلند ایران» هستند. ترامپ به آنها میگوید در خانه بمانید و وقتی کار ما تمام شد دولتتان را در دست بگیرید «این برعهده شما خواهد بود». ترامپ تأکید میکند که مردم ایران سالها منتظر این لحظه بودهاند و بارها از آمریکا درخواست کمک کردهاند و حالا او برای «کمک» آمده است، فرصتی که ممکن است تا چند نسل تکرار نشود.
این بخش از سخنرانی ترامپ اگرچه مستقیما به تغییر نظام سیاسی اشاره ندارد اما با بیان عباراتی مانند «وقت آزادی شما فرارسیده است» آشکارا تغییرات سیاسی را وعده میدهد، با این قید که این باید توسط خود مردم اتفاق بیفتد. این موضعی است که بارها از سوی کابینه او نیز مورد تأکید قرار میگیرد. به عنوان مثال سه روز بعد از حمله، هگست وزیر جنگ آمریکا در یک نشست خبری تأکید میکند که: «نه قواعد احمقانه درگیری، نه باتلاق ملتسازی، نه تمرین دموکراسیسازی، نه جنگهای بهلحاظ سیاسی موجه. ما برای پیروزی میجنگیم و وقت و جان سربازانمان را تلف نمیکنیم».
در هفتههای منتهی به جنگ و دقیقا پس از ۱۸ و ۱۹ دی، ترامپ چهار موضوع اصلی مذاکره یا درصورت لزوم جنگ با ایران را همین هستهای، موشکی، نیابتیها و آزادی مردم اعلام میکرد. ۲۴ بهمن در پاسخ به پرسش یک خبرنگار که آیا خواهان «تغییر نظام سیاسی» است؟ گفت: «به نظر میرسد این بهترین اتفاقی است که میتواند رخ دهد». با این حال ترامپ هرگز تغییر نظام سیاسی در ایران را به عنوان یک وعده راستین یا هدف اصلی معرفی نکرده است. تغییر نظام سیاسی همواره برای او یک آرمان، هدف خطابهای، تکمیلی و ثانویه بوده است.
به نظر میرسد هرچقدر از آغاز جنگ میگذرد، تصور امکان تغییر نظام سیاسی برای ترامپ دشوارتر میشود. ۲۲ اسفند یعنی تقریبا دوهفته بعد از آغاز جنگ او در گفتوگو با برایان کیلمید، مجری رادیو فاکسنیوز در رابطه با تغییر نظام سیاسی میگوید: «اتفاق خواهد افتاد اما احتمالا نه فوری». او در این گفتوگو تأکید میکند که برای مردمی که مسلح نیستند مقابله با نیروهای نظامیای که «در خیابان به سر آنها شلیک میکنند» کاری بسیار دشوار است. برودواتر، خبرنگار نیویورت تایمز همان روز این تغییر لحن ترامپ از «دعوت به قیام» تا «درک کردن موانع قیام» را برجسته کرد و گفت: «ترامپ فهمیده که بیان تغییر رژیم از انجامش آسانتر است».
یک هفته بعد، ترامپ در شبکه اجتماعی خود اعلام کرد که به تحقق اهداف خود در رابطه با ایران بسیار نزدیک شده و در حال بررسی «کاهش تدریجی عملیاتی نظامی» است. او سپس این اهداف را برمیشمرد: موشکی، صنعت دفاعی، نیروی دریایی و هوایی، هستهای و حفاظت از متحدانش در خاورمیانه. میبینیم که تغییر رژیم یا آزادی مردم ایران بهطور کامل از لیست اهداف حذف شده است.
در ۲۹ اسفند، سالگرد ملیشدن صنعت نفت، دیوید سنجر روزنامهنگار و پژوهشگر روابطبینالملل یادداشتی با عنوان «علائم عقبنشینی ترامپ از تغییر نظامسیاسی در ایران» در نیویورک تایمز منتشر کرد که تاکیدش دقیقا بر همین تغییر آشکار موضع ترامپ در اثر فشارهای دموکراتها و رسیدن قیمت هر گالن بنزین به ۴ دلار در آمریکاست.
با توجه به آنچه گفته شد به نظر میرسد نه تنها ترامپ و دولتش هرگز به تغییر نظام سیاسی به عنوان یک هدف اصلی نگاه نمیکردند، بلکه رفتهرفته آن را از لیست دستاوردهای ثانویه حمله نظامی خود هم حذف کرده و به آیندهای شاید محتمل اما دور موکول کردهاند.
دوست افشار دانشجوی دکتری مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم
|