مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی- اخبار
در نشست علوم اجتماعی و جنگ مطرح شد: مطالعه تجربه روزمره شهروندان نباید به پایان جنگ موکول شود

حذف تصاویر و رنگ‌ها  | آخرین بروزرسانی: 1405/8/12 | 


ضرورت مطالعه به‌هنگام تجربه اجتماعی جنگ، توجه به روایت‌های متکثر شهروندان و فاصله‌گرفتن از بازنمایی‌های صرفا رسانه‌ای، محور نشست «علوم اجتماعی و جنگ» بود؛ نشستی که در آن سخنرانان، ضمن نقد کمبود پژوهش‌های اجتماعی درباره زندگی مردم در شرایط جنگی، بر لزوم حضور میدانی پژوهشگران تأکید کردند و شماری از دانشجویان نیز تعمیم مشاهدات محدود به کل جامعه و نادیده‌ماندن گروه‌های آسیب‌پذیر را به پرسش کشیدند.

به گزارش روابط‌عمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، نشست علوم اجتماعی و جنگ با مشارکت انجمن‌های علمی دانشجویی مطالعات زنان و مردم‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی و با حضور بهاره آروین، مدیر گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تربیت مدرس، میرزایی، عضو گروه مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی، و معاون فرهنگی دانشکده و عضو گروه مطالعات زنان در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی دوشنبه ۱۱ آبان برگزار شد. محمدتقی کرمی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماع نیز مدیریت نشست را بر عهده داشت.
بحث‌ها در این نشست حول دو پرسش اصلی شکل گرفت: علوم اجتماعی تاکنون چه نسبتی با جنگ برقرار کرده است و در مواجهه با تجربه کنونی جامعه ایران چه مسئولیتی دارد؟ در جریان گفت‌وگوها، مسئله امکان پژوهش در شرایط جنگ، نقش مردم‌شناسی در ثبت تجربه‌های روزمره، تغییر شکل عاملیت اجتماعی و ضرورت بررسی پیامدهای اقتصادی و انسانی جنگ نیز مطرح شد.

آروین: جامعه در حال تجربه جنگ، کمتر موضوع مطالعه قرار گرفته است
بهاره آروین با تفکیک میان مطالعه پیامدهای جنگ و مطالعه جامعه در هنگام جنگ، گفت بخش مهمی از توجه علوم اجتماعی به جنگ، متوجه آثار و تحولات پس از آن بوده و تجربه جاری مردم در میانه جنگ، کمتر به موضوع مستقل پژوهش تبدیل شده است.
او توضیح داد که جنگ‌ها در تاریخ معاصر با دگرگونی‌های گسترده اجتماعی، از تغییر موقعیت زنان و ورود آنان به بازار کار تا انقلاب‌ها و فروپاشی ساختارهای سیاسی، همراه بوده‌اند؛ اما توجه به این پیامدها لزوما به معنای شناخت زندگی اجتماعی در لحظه وقوع جنگ نیست.
آروین در بررسی تجربه ایران نیز بر فاصله میان انبوه بازنمایی‌های هنری و رسانه‌ای جنگ هشت‌ساله و شناخت پژوهشی از زندگی روزمره مردم در آن دوره تأکید کرد. به گفته او، روایت فرماندهان، رزمندگان، شهدا و خانواده‌های آنان، هرچند بخشی مهم از تجربه جنگ را بازتاب می‌دهد، جای مطالعه تغییرات زندگی اجتماعی در سال‌های مختلف جنگ را نمی‌گیرد.
او پرسش اصلی را این دانست که جامعه در هر مرحله از جنگ چه تجربه‌ای را از سر گذرانده و زندگی گروه‌های مختلف چگونه دگرگون شده است؛ پرسشی که به اعتقاد او، پاسخ آن را نمی‌توان صرفاً از خلال آثار یادمانی و بازنمایی‌های رسانه‌ای به دست آورد.

موانع پژوهش در جنگ؛ فراتر از فقدان اراده یا توان علمی
آروین در توضیح چرایی کم‌توجهی به مطالعه جامعه در هنگام جنگ، مسئله را تنها به نبود انگیزه یا ناتوانی علوم اجتماعی محدود نکرد. او گفت اقتضائات شرایط جنگی نیز می‌تواند امکان پژوهش و طرح روایت‌های متفاوت را محدود کند.
به اعتقاد او، در شرایطی که بر ضرورت وحدت صدا و انسجام عمومی تأکید می‌شود، بررسی علمی تجربه‌های متفاوت شهروندان ممکن است با دشواری روبه‌رو شود؛ زیرا پژوهش اجتماعی، ناگزیر با تفاوت موقعیت‌ها، نگرش‌ها و تجربه‌ها سروکار دارد.
او همچنین به جایگاه مسلط روایت‌های رسانه‌ای در توضیح جنگ اشاره کرد و گفت پرسش‌هایی مانند اینکه جنگ چیست، چرا رخ داده و شهروندان چه نسبتی با آن دارند، اغلب پیش از ورود دانشگاه، در عرصه رسانه صورت‌بندی می‌شوند.
از نظر آروین، مسئله این است که علوم اجتماعی چگونه می‌تواند در چنین شرایطی، بدون تبدیل‌شدن به بخشی از رقابت روایت‌های سیاسی و رسانه‌ای، موضوع خود را مستقل و روشمند مطالعه کند.
مردم‌شناسی و امکان ثبت تجربه‌های روزمره جنگ
آروین با اشاره به مشارکت انجمن علمی مردم‌شناسی در برگزاری نشست، این رشته را برخوردار از ظرفیت ویژه برای مطالعه زندگی مردم در شرایط جنگی دانست.
او گفت مردم‌شناسی با تکیه بر حضور در میدان و توصیف غنی، می‌تواند تجربه شهروندان عادی را در گروه‌های سنی، طبقات اجتماعی و موقعیت‌های مختلف ثبت کند؛ تجربه‌هایی که ممکن است در روایت‌های کلان جنگ کمتر دیده شوند.
به اعتقاد او، ثبت دقیق این تجربه‌ها در هنگام وقوع، زمینه را برای مفهوم‌پردازی‌ها و تحلیل‌های بعدی فراهم می‌کند. از این منظر، نباید همه مسئولیت شناخت جنگ را به بررسی پیامدهای آن در آینده واگذار کرد.

میرزایی: به تعویق انداختن پژوهش، خطر فراموشی تجربه جنگ را دارد
میرزایی، عضو گروه مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی، با نقد جایگاه جنگ در تاریخ علوم اجتماعی گفت این پدیده، با وجود نقش گسترده‌اش در خشونت سازمان‌یافته و تغییر اجتماعی، در بخش‌هایی از ادبیات کلاسیک بیشتر در حاشیه موضوعاتی مانند دولت، تعارض یا همبستگی بررسی شده است.
او توضیح داد که برخی برداشت‌های اولیه درباره پیشرفت جوامع مدرن، بر کاهش تدریجی جنگ استوار بود؛ در حالی که تجربه تاریخی، به‌ویژه جنگ‌های جهانی، این انتظار را به چالش کشید.
میرزایی در بررسی وضعیت ایران نیز تولیدات علوم اجتماعی درباره انقلاب و جنگ را، در مقایسه با ابعاد این دو رخداد، ناکافی دانست. به گفته او، حتی مطالعه پیامدهای جنگ نیز به اندازه لازم پیگیری نشده است.
او با اشاره به تغییر اولویت‌های جامعه پس از پایان جنگ هشت‌ساله گفت حرکت به سوی برنامه‌های توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، مجالی را که انتظار می‌رفت برای بازخوانی تجربه جنگ فراهم شود، محدود کرد. از نظر او، این تجربه نشان می‌دهد که موکول‌کردن پژوهش به پایان بحران، لزوماً به مطالعه عمیق‌تر آن منجر نمی‌شود.

جنگ و تعلیق امر اجتماعی
معاون فرهنگی دانشکده و عضو گروه مطالعات زنان نیز بحث خود را بر نسبت جنگ و دگرگونی امر اجتماعی متمرکز کرد و گفت جنگ را می‌توان وضعیتی دانست که روال‌های معمول زندگی را مختل می‌کند و زمینه بازاندیشی درباره نظم اجتماعی را فراهم می‌آورد.
او با مقایسه جنگ‌های دارای خطوط مقدم مشخص با شکل‌های جدید جنگ، توضیح داد که گسترش دامنه تهدید به محیط زندگی شهروندان، نسبت میان جبهه و زندگی روزمره را تغییر داده است. در چنین وضعیتی، نهادها ممکن است بخشی از کارکردهای پیشین خود را از دست بدهند و گروه‌های مختلف نیز با افزایش یا کاهش امکان کنشگری روبه‌رو شوند.
این سخنران از مفهوم «وضعیت آستانه‌ای» برای توصیف شرایطی استفاده کرد که در آن نظم پیشین دچار تعلیق شده، اما چشم‌انداز نظم جایگزین هنوز روشن نیست.
او تأکید کرد که پیدایش فضاهای اجتماعی تازه، الزاماً به معنای شکل‌گیری نظمی مشخص و ازپیش‌معلوم نیست و مسیر تحولات، خود نیازمند مطالعه است.

کرمی: مسئولیت اجتماعی دانشگاه، شناخت مستقیم و به‌هنگام است
محمدتقی کرمی، رئیس مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی با اشاره به تجربه حضور دانشگاهیان در بحران‌هایی مانند زلزله کرمانشاه، گفت علوم اجتماعی در برخی موقعیت‌ها کوشیده است هم در عرصه مسئولیت اجتماعی و هم در ثبت مستقیم تجربه بحران حضور داشته باشد.
او این روند را زمینه طرح این پرسش دانست که آیا درک تازه‌ای از مسئولیت علوم اجتماعی در حال شکل‌گیری است؛ درکی که بر شناخت مستقیم، بی‌واسطه و به‌هنگام پدیده‌ها تأکید دارد.
کرمی همچنین درباره مجموعه «فرهنگ جبهه» توضیح داد که باید میان ثبت تجربه در هنگام وقوع و بازسازی پس‌نگرانه آن تفاوت گذاشت. به اعتقاد او، بازخوانی پسینی، هرچند ارزشمند است، الزاما جای پژوهش هم‌زمان با رخداد را نمی‌گیرد.
او در ادامه از حمایت از چهار نشریه علوم اجتماعی برای پرداختن به موضوع جنگ خبر داد و گفت مقالات یکی از این نشریات منتشر شده و مقالات سه نشریه دیگر نیز ارزیابی شده است. کرمی این اقدام را تلاشی برای تقویت سهم پژوهشگران ایرانی در شناخت و روایت علمی جنگ توصیف کرد.

نقد دانشجویان به تعمیم مشاهدات و نادیده‌ماندن گروه‌های آسیب‌پذیر
در بخش گفت‌وگو با حاضران، شماری از دانشجویان نسبت به کلی‌گویی درباره جامعه ایران و استنتاج مفاهیمی مانند همبستگی و تاب‌آوری از مشاهدات محدود انتقاد کردند.
یکی از دانشجویان پرسید آیا صرف حضور گروه‌های مختلف در یک مکان، بدون بررسی نوع تعامل، مناسبات قدرت و امکان ابراز مخالفت، می‌تواند نشانه همبستگی یا تکثر اجتماعی تلقی شود.
دانشجوی دیگری نیز با اشاره به فشارهای اقتصادی، افزایش قیمت‌ها و مشکلات واحدهای تولیدی گفت پژوهش اجتماعی باید تجربه گروه‌هایی را که هزینه‌های سنگین‌تری تحمل می‌کنند، در نظر بگیرد. او درباره مبنای پژوهشی برخی گزاره‌های مطرح‌شده، از جمله نسبت‌دادن تاب‌آوری اقتصادی به زنان، پرسش کرد.
در این بخش، جایگاه مهاجران افغانستانی نیز مطرح شد. یکی از حاضران با اشاره به برخوردها و اتهام‌هایی که به گفته او در دوره جنگ متوجه این گروه شده بود، پرسید چرا تجربه آنان در روایت‌های عمومی و دانشگاهی کمتر دیده می‌شود.
میرزایی در پاسخ، بر اهمیت بررسی این تجربه‌ها تأکید کرد و گفت خرده‌روایت‌های افراد و گروه‌ها ممکن است در سایه روایت کلان جنگ فراموش شود. او واکاوی پیامدهای انسانی و اجتماعی این وضعیت‌ها را از وظایف پژوهشگران و نویسندگان دانست.

دانشگاه باید پیش از بحران نیز آماده باشد
بخش دیگری از نقدهای حاضران، متوجه واکنشی‌بودن فعالیت دانشگاه بود. برخی دانشجویان گفتند پژوهش به‌هنگام، هرچند ضروری است، نباید جای آمادگی پیش از بحران را بگیرد.
آنان پیشنهاد کردند دانشگاه‌ها مسائل اجتماعی مرتبط با بحران را شناسایی و اولویت‌بندی کنند و برای بررسی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت آنها برنامه داشته باشند.
همچنین بر ضرورت توجه به تغییر الگوی جنگ‌ها، از جنگ موشکی و پهپادی تا ابعاد سایبری، اقتصادی و ترکیبی، تأکید شد. از نگاه این گروه از حاضران، علوم اجتماعی باید درباره پیامدهای آینده این تحولات و تأثیر آنها بر زندگی اجتماعی و مناسبات منطقه‌ای نیز پرسش‌های روشن داشته باشد.

مرز پژوهش علمی و رقابت روایت‌های رسانه‌ای
آروین در پاسخ پایانی، بازاندیشی و نقد درونی را از ظرفیت‌های علوم اجتماعی دانست و گفت طرح پرسش درباره آنچه این رشته ندیده یا کمتر مطالعه کرده است، بخشی از همین توانایی است.
او در عین تأکید بر ضرورت توجه به تجربه‌های متفاوت، پرسید جایگاه علوم اجتماعی در نسبت با نزاع روایت‌های سیاسی و رسانه‌ای کجاست و آیا وظیفه دانشگاه صرفاً بازگویی مواضع گروه‌های مختلف است یا باید سازوکارهای شکل‌گیری آنها را نیز توضیح دهد.
به اعتقاد او، پژوهش اجتماعی باید فراتر از بازتولید صف‌بندی‌ها، مناسبات و فرایندهایی را بررسی کند که به پیدایش یک وضعیت منجر شده‌اند.
آروین همچنین تأکید کرد که پرداختن علوم اجتماعی به جنگ نباید به هنگام وقوع یا پس از پایان آن محدود بماند؛ شناخت ظرفیت‌ها، آسیب‌پذیری‌ها و الگوهای احتمالی رفتار جامعه پیش از وقوع جنگ نیز بخشی از این مسئولیت است.
این نشست با تأکید بر ضرورت ادامه گفت‌وگو درباره نسبت علوم اجتماعی و جنگ پایان یافت. به دلیل محدودیت زمان، بررسی تفصیلی بخش دوم برنامه، یعنی بایسته‌ها و اقدامات آینده علوم اجتماعی، به نشست‌های بعدی واگذار شد.
نشانی مطلب در وبگاه مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی:
http://iscs.ac.ir/find-1.10.17116.fa.html
برگشت به اصل مطلب