نشست علمی زنان در اقتصاد دیجیتال به همت سازمان ملی کارآفرینی ایران و با همکاری گروه مطالعات ارتباطات و فضای مجازی و گروه مطالعات زنان مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم برگزار شد. در این نشست که با حضور جمعی از پژوهشگران، اساتید و صاحبنظران حوزههای علوم اجتماعی، ارتباطات و اقتصاد برگزار گردید، ابعاد گوناگون مشارکت اقتصادی زنان در بستر تحولات نوین فناوری مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
به گزارش روابطعمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، حامد طاهریکیا، از سخنرانان این نشست، در ارائهای جامع و تاریخی، به واکاوی سیر تحول حضور زنان در اقتصاد ایران از دوره پهلوی تا عصر شبکههای اجتماعی پرداخت و نسبت میان توسعه شهری، مدرنیزاسیون خانه، اقتصاد خرد، پلتفرمهای دیجیتال و شکلگیری عاملیت زنانه را تبیین کرد.
پیوند توسعه شهر مدرن و ورود زنان به عرصه عمومی در دوره پهلوی اول
طاهریکیا مباحث خود را با رویکردی تاریخی آغاز کرد و با تأکید بر همبستگی دگرگونیهای شهری با شرایط اقتصادی اظهار داشت: تحول در ورود زنان به اقتصاد جامعه ایران، همواره با تحول کالبدی و مفهومی شهر گره خورده است. شهر باید بهگونهای بازآفرینی میشد که با شکلگیری شهر مدرن، نیاز به ورود نیروهای جدید به عرصه کار پاسخ داده شود. این روند بهطور مشخص از دوره پهلوی اول آغاز شد؛ جایی که مفاهیمی نظیر دولت-ملت، شهروندی، تغییر پوشش و کشف حجاب در بستر یک شبکه ارتباطی مدرن معنا پیدا کردند.
وی افزود: اگرچه در اواخر قاجار و با تأسیس مدارسی مانند مدارس رشدیه گامهایی در حوزه آموزش برداشته شده بود، اما سیاستگذاری منسجم و نهادینهشده برای پرورش، سوادآموزی و مهارتافزایی زنان در پهلوی اول پایهگذاری شد و راه را برای حضور آنان در جامعه هموار کرد.
پهلوی دوم؛ ترویج حضور تکنسینی و غیبت زنان مؤسس
این پژوهشگر با بررسی دوره پهلوی دوم خاطرنشان کرد که در این مقطع، تبلیغات گستردهای برای تشویق زنان به حضور در صنایع و فراگیری دانش مهندسی شکل گرفت که بخشی از کلانپروژه مدرنیته ایرانی دستگاه حاکم بود. با این حال، وی به دوگانه مهمی در این دوره اشاره کرد: اول مدرنیزاسیون توأمان خانه و کارخانه که همزمان با تشویق زنان به کار صنعتی، فضای خانه نیز با ورود لوازمی چون ماشین لباسشویی و یخچال مدرن شد و قشری از زنان پدید آمدند که امور خانهداری آنان نیز با تکنولوژی و مهارتآموزی جدید پیوند خورد و دوم فقدان زنان مؤسس.
طاهریکیا با استناد به پژوهشها و تاریخ کارآفرینی در ایران از جمله آثار پژوهشی حوزه کارآفرینان پهلوی دوم، یادآور شد که در حوزه صنایع بزرگ مانند خودروسازی، کفش یا رسانه، ردپایی از زنان کارآفرین و مؤسس دیده نمیشود.
وی تصریح کرد: زنان طبقه متوسط رو به بالا که به دانشگاه راه یافته بودند، عمدتا در جایگاه تکنسین، کارمند و ارائهدهنده خدمات در بخشهای دولتی یا خصوصی جذب میشدند. بخش محدودی نیز وارد اقتصاد هنر، سینما و موسیقی شدند و حلقههای اقتصادی حول شهرت خود شکل دادند. این روند تا دهه ۵۰ به رشد صعودی مشارکت زنان انجامید.
دهه ۶۰؛ پیامدهای جنگ
عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، با اشاره به تحولات پس از انقلاب اسلامی بیان داشت که در دهه ۶۰ دو عامل اصلی موجب تغییر اساسی در زیست اقتصادی زنان شد: پیامدهای جنگ تحمیلی که رکود صنایع و خروج کارآفرینان از پیامدهای جنگ بود و تحولات گفتمانی معطوف به بازگشت زنان به کانون خانواده و نقشهای پرورشی مبتنی بر الگوهای فرهنگی آن دوره.
طاهریکیا تأکید کرد: آمارهای سرشماری سال ۱۳۶۵ در مقایسه با سال ۱۳۵۵ بهخوبی گویای افت محسوس نرخ مشارکت اقتصادی زنان در این مقطع است. اما پس از دوران دفاع مقدس و در دولت سازندگی، با تحول نظام شهرنشینی، گسترش مراکز تجاری و رشد چشمگیر پذیرش دختران در دانشگاهها، موج جدیدی از بازگشت زنان به دانشگاه و عرصه خدمات شکل گرفت؛ هرچند باز هم الگوی غالب، جذب خدماتی بود تا کارآفرینی مؤسسانه.
بحرانهای دهه ۹۰؛ رویآوری به خویشفرمایی
طاهریکیا در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات دهه ۹۰ و چالشهای ناشی از فشارهای اقتصادی و تحریمها پرداخت و تشریح کرد: با بالا رفتن شمار دانشآموختگان زن و ایجاد انباشتی از مهارتهای بالا، درهای بازار کار رسمی به دلایلی چون ساختار مردسالارانه منابع، دستمزدهای پایین، ناامنی شغلی و برخی آسیبها و سوءاستفادهها برای زنان مسدود یا ناامن شد. در دورههای بحران اقتصادی، زنان جزو نخستین گروههایی بودند که از ساختار رسمی تعدیل و حذف میشدند.
وی افزود: این انسداد ساختاری، زنان نسلهای ۶۰ و ۷۰ را به سمت ایده اقتصاد خرد و خویشفرمایی سوق داد. اگر در گذشته تنها قالب فراگیر خویشفرمایی خانگی زنان در بخشهایی مانند قالیبافی تعریف میشد، در دهههای اخیر شاهد دو شیوع متفاوت بودیم: از یکسو دستفروشی در مترو و فضاهای شهری برای اقشار فرودست، و از سوی دیگر تبدیل فضای خانه به کانون ارائه خدمات آموزشی، آرایشی و مشاورهای برای اقشار برخوردارتر.
انقلاب اینستاگرام و ظهور پدیده خُردمؤسسان برند
عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی و سخنران نشست، پلتفرمهای دیجیتال و بهویژه اینستاگرام را نقطه عطفی تاریخی در توانمندسازی اقتصادی زنان دانست و گفت: فناوریهای دیجیتال مهمترین ابزار ارتباطی بودند که امکان بازاریابی مستقیم و بیواسطه را در اختیار زن خویشفرما قرار دادند. در این فضا، زن دیگر نیازی به حضور فیزیکی در حاشیه خیابان یا مترو ندارد، بلکه با فراگیری مهارت ارائه، تولید محتوا و کار با اپلیکیشن، شبکهسازی میکند. در این بستر، مفهوم سنتی اندرونی به یک پایگاه پویای تولید و توزیع تبدیل شد.
طاهریکیا مفهوم «زنان خُردمؤسس» را مطرح کرد و توضیح داد: امروز زنانی داریم که شاید شرکتهای بزرگ صنعتی نداشته باشند، اما برند شخصی خود را در حوزههایی مانند تولید چرم، زیورآلات، پوشاک یا حتی کیک و شیرینی تأسیس و مدیریت میکنند. این پدیده باعث شد زنان از صرفا یک فروشنده فراتر بروند و به مؤسسان خرد شبکهای تبدیل شوند.
بازتعریف عاملیت زنانه در خانواده و پیامدهای چندلایه قطعی اینترنت
طاهریکیا اثرگذاری اقتصاد دیجیتال را فراتر از جنبههای مالی دانست و بر بازتعریف مناسبات قدرت و هویت زنان تأکید کرد: وقتی زنی استقلال مالی پیدا میکند و صندوق درآمدی مستقل خود را میسازد، مناسبات و اقتصاد سیاسی رفتارش در خانواده، در نسبت با همسر و فرزندان دگرگون میشود و عاملیت او به شکلی چشمگیر ارتقا مییابد. این یک مدل درونزا از توسعه خرد زنانه است.
وی در ادامه به قطعی و فیلترینگ اینترنت اشاره کرد و گفت: خاموش شدن اینترنت صرفا یک زیان اقتصادی نیست؛ بلکه خاموش کردن شبکهای است که هویت، عاملیت و نظام توسعه فردی این زنان بر آن استوار شده است. این خاموشی یک بحران چندلایه در زیر پوست شهر پدید میآورد که شامل بحران هویتی، بحران ارتباطی و آسیبهای روانی است و غفلت سیاستگذاران از آن میتواند به شکلگیری آشوبهای فکری، نابسامانیهای خانوادگی و تشدید بحرانهای اجتماعی و فرهنگی منجر شود.
ضرورت تأسیس سازمانهای مردمنهاد برای تحقق عدالت دیجیتال
حامد طاهریکیا در ادامه بر ضرورت حمایت ساختارمند از زنان فعال در این عرصه تأکید کرد و درباره خلاء نهادهای مدنی واسط میان این قشر و ساختار تصمیمگیری گفت: زنان فعال در مشاغل خرد و خانگی بر بستر اینترنت، بر خلاف شاغلان شرکتهای بزرگ و رسمی، از هیچگونه چتر حمایتی، دسترسی اختصاصی یا صدای صنفی برخوردار نیستند. هنگامی که محدودیتها و اختلالهای اینترنتی رخ میدهد یا شرایط دسترسی تغییر میکند، شرکتهای ثبتشده و کارکنان بخش رسمی مسیرهای پیگیری خاص خود را دارند؛ اما زنی که در خانه با تکیه بر شبکه شخصیاش کیک میپزد یا صنایع دستی میفروشد، کاملا تنها میماند و هزینههای گزافی برای حفظ ارتباط با مشتریانش متحمل میشود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: امروز جامعه ما بیش از هر زمان دیگری به تأسیس سازمانهای مردمنهاد تخصصی نیاز دارد؛ نهادهایی مستقل و حمایتی که بتوانند در سه محور اساسی ایفای نقش کنند: نخست، ارائه آموزشهای نوین مهارتی، فنی و بازاریابی؛ دوم، دفاع از منافع صنفی و چانهزنی با سیاستگذاران در راستای تحقق عدالت دیجیتال؛ و سوم، ساخت شبکههای حمایتی پایدار برای حفاظت از سرمایههای اجتماعی و اقتصادی این زنان. نهادهایی چون سازمان ملی کارآفرینی ایران میتوانند پیشگام چنین ایدههایی باشند و بسترساز رسمیتبخشی و حمایت از حقوق زنان خُردمؤسس در بستر اقتصاد نوین گردند.
دفعات مشاهده: 27 بار |
دفعات چاپ: 6 بار |
دفعات ارسال به دیگران: 0 بار |
0 نظر