مجموعه مقالاتی که در حال نگارش و تدوین است درباره جامعه، جنگ و علم
| تاریخ ارسال: 1405/1/14 |
اعضای هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم در حال نگارش و تدوین مجموعه مقالاتی هستند که درباره جامعه، جنگ و علم است که هم راه را برای توضیح و پرسش و گفتگو درباره جنگ اخیر در فضای عمومی میگشاید و هم زمینههای تازهای را برای تعامل عمیقتر جامعه و دانشگاه فراهم میکند.
به گزارش روابط عمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزرات علوم، اعضای هیئت علمی این مؤسسه با هدف گشایش مسیر توضیح، پرسش و گفتگو درباره جنگ رمضان در فضای عمومی و نیز فراهم آوردن زمینههای تازهای برای تعامل عمیقتر جامعه و دانشگاه در حال نگارش و تدوین مجموعه مقالاتی درباره جامعه، جنگ و علم هستند که به زودی منتشر میشود.
حسن پورنیک، عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، گردآورنده این مجموعه مقالات است. وی با اشاره به جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و نیز تاریخ مدرن جهان در مقدمه این مجموعه مینویسد: خط سیری را میشود از جنگهای خونین داخلی، میان واحدهای دولت-ملت، تا جنگهای عالمگیر ترسیم کرد که وفقههای صلح و آرامش فقط آن را نشانهگذاری میکنند. یا بهتر بگوییم، جنگ و خشونت، خط سیر غالب است. از سویی، جنگها هیچگاه از دستاوردهای علمی و فناوریها عقب نماندهاند که هیچ، گاهی پیشران آنها بودهاند. آنها همگام با پیشرفت علمی و فنی، ویرانگرتر و پیچیدهتر شدهاند. در این راستا، مجتمعهای نظامی-صنعتی، که زمانی آیزنهاور نسبت به تسلطشان بر اقتصاد و سیاست آمریکا هشدار داد- اکنون با فناوریهای پردازش دادهها و هوش مصنوعی ادغام شدهاند و گسترش یافتهاند، طوری که شاید اکنون بتوان از مجتمعهای نظامی-صنعتی-کلاندادهپرداز سخن گفت. از سوی دیگر، همگام با پیشرفت مدرنیته و اندیشههای مدرن، برای جنگهای خونین و ویرانگر عناوین و بهانههای نظری معینی نیز تراشیده شدهاند؛ از جنگهای استعماری به نام ملکه و شاه، تا جنگهای میهنی به نام ملت، جنگهای نواستعماری به نام لیبرال دموکراسی، و جنگهای بیپایان اخیرتر که با بهانههایی مانند جنگ علیه نیروهای شر، جنگ علیه تروریسم و... توجیه شدهاند/ میشوند.
مترجم کتابهای «پژوهش گفتمان» و «قدرت و سیاست در اندیشه پساساختارگرا» معتقد است که امروزه جنگها به نام عدالت، لیبرال دموکراسی و اخیرا به نام خود صلح به راه میافتند و این توجیه آخری، که وِرد زبان دستگاه دولتی دونالد ترامپ است را دارای تناقضی عجیب میداند که جنگ و ویرانگری به نام صلح توجیه میشود.
حسن پورنیک جنگ رمضان را نمونه روشنی از پایان سیاست نهادینهشده بینالملل است دانست و افزود: در این راستا، میتوان گفت که جنگ تحمیلی اخیر و دفاع مقدس رمضان از نخستین نمونههای درگیریهای فراگیر منطقهای در دوران پساسیاست جهانی است.
گردآورنده مجموعه مقالات «جامعه، جنگ و علم» تاریخ معاصر ایران را تاریخ پرخون و دردِ تجاوز و همزمان تاریخ پرافتخار و شکوه ایستادگی و سرفرازی توصیف کرد و افزود: دو جنگ اخیر بهلحاظ عملیاتی متفاوت، پیچیدهتر و زیرپوستیتر انجام میشوند. جنگ اخیر، از سویی، چندرگه (هیبریدی) طراح شده است. در این وضعیت جنگی سردرگمی شناختی دنبال میشود. برای منظور انواع ابزارهای فرهنگی، فناوری دادهها و هوش مصنوعی برای اثرگذاری زیرپوستی و جهتدهیهای مشخصی به جامعه، افکار عمومی و حتی سیاستگذاران به کار گرفته میشوند. از سوی دیگر، بهواسطه عملیات هوایی، پهپادها، حملههای سایبری و کاربرد وسیع هوش مصنوعی، تمایز قدیمی و شناختهشده میان «جبهه جنگ» و «پشت جبهه» سست شده است؛ همانا جامعه به نوعی به جبهه تبدیل شده است یا به قول معروف «جامعه جبههای» شده است. این واقعیت، ما را وامیدارد که انگاره «جبهه جنگ» را بازصورتبندی کنیم و در معنای وسیعتری به آن بیندیشیم بهگونهای که زندگی روزمرهمان را نیز در بر بگیرد. همزمان این ویژگیهای نوپدید وضعیت جنگی و جبهه بدین معناست که نهادها و سازمانهای گوناگونی که زمانی پشت جبهه محسوب میشدند اکنون در جنگ و جبهه ادغام شدهاند. به سخن دیگر، اگر جبهه جنگ از پشت خاکریزها به جامعه و زندگی روزمره کشیده شده است، نهادهای دانشگاهی و فرهنگی نیز باید شرایط تازه در شیوههای جاافتادهشان در رویارویی با جنگ بازنگری کنند و رهیافتها و رویههایی متناسب با واقعیتها و مقتضیات نوپدید در پیش گیرند.
عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، این مؤسسه را نسبت به این وضعیتهای نوپدید دارای مسئولیت و حساسیت دانست و گفت: این مؤسسه در این زمینه بهویژه بر برخی اهداف از جمله «پژوهشهای نظری و کاربردی در باب نسبت و مناسبات دانشگاه و جامعه» و «آیندهنگری علم و فناوری و تبیین نقش فرهنگ در آن» تأکید میکند.
وی افزود: در این راستا، به نظر میرسد که روشنسازی و تبیین ابعاد گوناگون جنگ برای جامعه به زبانی ساده، روایی، جذاب و در عین حال علمی، پاسخی متناسب با جنگ هیبریدی و وضعیت «جامعه جبههای» باشد. نگارش مجموعهای در چارچوب «علم ترویجی» پیوند مستقیم دانشگاه و جامعه را تقویت میکند، بر نقش علم در جامعه تأکید میکند، دانش عمومی جامعه نسبت به وضعیت جنگی را ارتقاء میبخشد و بهویژه با توجه به شرایط جنگی کنونی، نهاد دانشگاه و اساتید را همچنان در خط مقدم نبرد نگه میدارد.